
کوپرتینو، کالیفرنیا - نوروز در کالج د انزا در کوپرتینوی کالیفرنیا توسط شماری از فارسیزبانان برگزار شد؛ جشنی که با هدف زنده نگهداشتن سنتها و ایجاد همبستگی در میان مهاجران شکل گرفت.
نوروز بهعنوان یک مناسبت رسمی، سالهاست در تقویم ایالت کالیفرنیا نیز ثبت شده و هر ساله توسط جوامع مختلف گرامی داشته میشود.
در این مراسم، برنامههای متنوع فرهنگی از جمله شعرخوانی، نواختن موسیقی با سازهایی چون دایره و پیانو، رقصهای گروهی و اجرای بازیهای محلی برگزار شد؛ برنامههایی که فضای جشن را زنده و پرنشاط کرده بود.
منیژه انصاری، برگزارکنندهی این برنامه و مشاور دانشجویان بینالمللی در کالج در انزه است، میگوید نوروز بیش از یک جشن، نمادی از طبیعت و امید است.
او میگوید: «نوروز برای من تولد طبیعت است؛ به ما یاد میدهد که بعد از هر تاریکی، روشنی میآید و ما هم میتوانیم دوباره شروع کنیم.»
Manizha Ansari, international consultant at De anza college Photo Credit: Fardaws Karimi/Nowruz Media[/caption]
به گفته او، نوروز فراتر از مرزهای سیاسی و مذهبی است و میتواند مردم را به هم نزدیک کند:
«این جشن نه سیاسی است و نه مذهبی؛ ما آن را برای طبیعت و برای خودمان تجلیل میکنیم. نوروز میتواند ما را، بهویژه بهعنوان مهاجر، دور هم جمع کند و یادمان بیاورد که چقدر به هم شبیه هستیم.»
او هدف از برگزاری این مراسم را ایجاد همبستگی میان دانشجویان عنوان میکند و میافزاید که این برنامه با حضور حدود دو تا سهصد نفر برگزار شده است.
انصاری که اصالتاً اهل مزار شریف است، با اشاره به خاطرات نوروز در افغانستان میگوید:
«سالها پیش، در مزارشریف جشنهای بزرگی برگزار میشد. شاید ما دیگر نتوانیم آن فضا را دقیقاً تکرار کنیم، اما میتوانیم بخشی از آن را اینجا زنده نگه داریم.»
در میان اشتراککنندگان، نوروز در غربت با احساسات متفاوتی همراه بود.
[caption id="attachment_4734" align="aligncenter" width="1024"]
Persian students at De Anze College, CaliforniaPhoto credit: Fardaws Karimi/Nowruz Media[/caption]
شیانا نوربخش، دانشجوی ۲۲ ساله رشته بیولوژی این کالج که اصالتا از تهران است، میگوید:
«اولین نوروزی که اینجا بودم خیلی سخت گذشت. در ایران همه جا حال و هوای نوروزی هست؛ از بازارها تا خیابانها. اما اینجا فقط در جاهای خاصی میتوانی آن حس را پیدا کنی.»
او با یادآوری خاطرات کودکیاش میافزاید:
«سبزه سبز کردن، خریدن ماهی و سیزدهبهدر رفتن با خانواده، از بهترین خاطرات نوروز برای من است.»
حدیثه نجفزاده، که حدود دو سال و نیم است به آمریکا آمده، امسال اولین نوروز خود را دور از خانواده تجربه میکند:
«بزرگترین تفاوت این است که از خانوادهام دور هستم. همیشه نوروز را در شیراز با خانواده و در بازار وکیل جشن میگرفتیم. خیلی دلتنگ آن فضا هستم.»
او با این حال میگوید برگزاری چنین برنامههایی در خارج از کشور امیدبخش است:
«با وجود فاصله، همین که اینجا دور هم جمع میشویم و نوروز را جشن میگیریم، حس خوبی میدهد.»
رزیتا بابو، دیگر دانشجوی این کالج، نیز به تنهایی در غربت اشاره میکند:
«در ایران همیشه در جمع خانواده بودیم، اما اینجا بیشتر تنها هستیم. امسال اولین سالی است که دوستانی پیدا کردم و توانستم اینجا نوروز را جشن بگیرم، و این حس بهتری به من داده.»
او میافزاید که برایش مهمترین بخش نوروز، بودن در جمعهای شلوغ و پرانرژی است.
در این میان، دانیال یانگ که در آمریکا متولد شده اما در ایران بزرگ شده، نوروز را بخشی از هویت خود میداند:
«نوروز خیلی مهم است؛ بخشی از روح و زندگی ماست. با اینکه ایرانی نیستم، اما چون آنجا بزرگ شدم، حس میکنم به این فرهنگ تعلق دارم.»
با وجود فاصله از سرزمین مادری، نوروز همچنان برای بسیاری نماد امید، نو شدن و پیوند با ریشههای فرهنگی است؛ جشنی که مرزها را پشت سر میگذارد و مردم را—even در غربت—به هم نزدیک میکند.